خرید بک لینک

درباره سایت

103

امکانات وب

من خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که بحث خیانت چیز عادی ایه،این که یک ادم کافی نباشه عادیه،خود خدا هم در این مورد شاکیه حالا سعی میکنم استفهام انکاریشو در نظر نگیرم،برخلاف میل باطنیم باید کنار بیام که یک انسان اکتفا نکنه به من و سعی کنه خلاء هایی که من ایجاد کردمو با ادمای دیگه پر کنه،باید اینو واسه خودم جا بندازم و ناراحت نشم مخصوصا اینکه من آدم دریغ کننده ایم و نمیزارم از یه حدی فراتر بره چیزی،ممنون از انسان هایی که درم گذاشتن تا امروز سربلندانه روی قله های فهم و کصشر یورتمه برم

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 3:36

همین روزا بیا یه جوری که ناراحت بشم بگو که واقعی نبودی و از جیحون شدن دیده که دیگه روتین شده جلوگیری کن

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 3:36

ببین چقدر مخاطب قرارت دادم منی که عادت دارم به بی مخاطبی

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 3:36

هروقت یکی اسمش محیاست تا چندروز ذکرم میشه الهم اجعل محیای محیا

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 3:36

واقعا ناراحت میشم هر وقت اینجا یه چی میگم یکی به خودش میگیره،پستای من جهان شمولن همه باید به خودشون بگیرن نه فقط یه نفر.

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: پنجشنبه 21 فروردين 1399 ساعت: 3:36

میتونم برگردم اما میخوام همینجا بمونم بمیرم.همیییییییییییین.

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:01

بچه ها حلال کنید بهرحال من بدجوری خایه کردم خلاصه ببخشینم اگه گهی خوردم:*(

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:01

This is my least favorite life
The one where I am out of my mind
The one where you are just out of reach

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:01

مشکله یکم با خورشید ممکن داشته باشیم کخ خب تا وفتی جدی نگیرید و بدبختم نکنید همه چی رواله

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 22:01

وااااقعا پشمام ریخته از این سریال پسر خیلی حال کردم با سریالsee

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:49

این چند روز فقط با درودیوار خونه لاس نزدم،دیگه داره حالم بهم میخوره-_-

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:49

اینجوریه که تو سلف یکیو نشون میکنم دیگه تا اخر انقدر بچه ها عین مادرشوهرا میشینن زل میزنن بهش و تجزیه تحلیلش میکنن طرف پا میشه میره:))))))))

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:49

در یک اقدام غیر منتظره ارشد صنایع غذایی ثبتنام کردم:|

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:49

من زیاد حوصله ی چت کردن و اینارو ندارم نهایتا بتونم باهاتون چارپنجتا دیت بیام:)))

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 23:49

خب بگا رفتم،اومدم امشب خونه ی این بچه ها بمونم یکیشون از این انفولانزا سگیا گرفته فاتحه ام خوندس دیگه رومم نمیشه برگردم:|

برچسب: نویسنده: هلیا نوروزی تاريخ: جمعه 15 آذر 1398 ساعت: 0:18

صفحه بندی